سفری به دور ایران زمین با رهاوردی برای شما

در این وبلاگ تلاش شده است تا سفری به گوشه و کنار سرزمین آریایی کرده باشم و شما را با جاهای دیدنی آن آشنا کنم

سفر به الموت و دریاچه ی اُوان-بخش دوم
ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٩  کلمات کلیدی: الموت

تا اینجا گفتم که بالای کوه رسیدیم و هوا بسیار عالی بود.در بالا دو نفر رو دیدم که به اصطلاح مسئول اون منطقه بودن.یکی از اونا که جوون تر بود همراه ما می یومد تا قسمت های مختلف رو به ما نشون بده...سر صحبت رو باهاش باز کردم،می گفت که مدیر این پروژه خانم دکتر چوبک هستند.می گفت متاسفانه کار باستان شناسی تابع شرایط سیاسی  کشوره!گفتم چه طور؟گفت آخه قبلا ما سالی ۴ ماه (اگه اشتباه نکنم)اجازه ی حفاری داشتیم،الان هر ۴ ماه ١ روز!!!(یعنی پروژه خوابیده).ازش پرسیدم که چرا اون استخر معروف رو خالی نمی کنید که ببینید افسانه ها تا چه اندازه حقیقت دارن،جواب خیلی قشنگی داد،گفت خانم دکتر گفتن خیلی ها فقط به خاطر همین افسانه ها می یان اگه آبشو بکشیم دیگه کسی نمیاد!!!ناراحت

اینم چند تا عکس از مناطق حفاری شده،اولیش مربوط به مسجد و حمام دژ بوده:

نمایی از مسجد و حمام دژ

 

 

نشانی از حفاری

 

(برای خواندن ادامه ی سفرنامه به ادامه ی مطلب بروید.)

 


 
سفر به الموت و دریاچه ی اُوان-بخش نخست
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢  کلمات کلیدی: الموت

با درود خدمت دوستان عزیز

همونطور که گفته بودم سفرنامه ی الموت رو براتون گذاشتم:

 

نمایی از منطقه ی الموت

من تا حالا شاید بیشتر از ۴ یا ۵ بار به الموت سفر کردم.ولی هر بار یه حس غریبی منو به اون سمت می کشه،حسی که شاید تنها با رسیدن به اون منطقه ارضا میشه و با خروج از اونجا هنوز تو وجودمه...آخرین باری که رفتم تابستون سال ٨۶ بود،تو نظرم بود که تو تعطیلات بین دو ترم یعنی بهمن ماه سال ٨٧ یه سفر برم،ولی بابا و مامان انقدر غر زدن که جاده الان خیلی خطرناکه و نباید بری...البته یه مقدار(بیشترنیشخند) حق با اونا بود چون برف بدی اومده بود و الحق جاده ی بسیار بدی هم داره.ولی وقتی دیگه این موقع از سال گفتم حرفی نداشتن.ما یعنی من و دوتا از دوستان دوره ی دبیرستانم فردای شب چهارشنبه سوری راه افتادیم...

(برای خواندن ادامه ی سفرنامه به ادامی مطلب بروید.)


 
سفر به الموت و دریاچه ی اُوان
ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  کلمات کلیدی: الموت

سفرنامه ی بعدی:

سفر به الموت و دریاچه ی زیبای اُوان


الموت