سفری به دور ایران زمین با رهاوردی برای شما

در این وبلاگ تلاش شده است تا سفری به گوشه و کنار سرزمین آریایی کرده باشم و شما را با جاهای دیدنی آن آشنا کنم

کاشان و نوش آباد
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٤  کلمات کلیدی: کاشان ، نوش آباد

یه سفرنامه ی جمع و جور از شهر کاشان...

بالاخره تصمیم گرفتیم...برای یک سفر یک روزه از بین الموت و ابیانه و شهرستانک وکاشان-نوش آباد،گزینه ی آخر مورد قبول واقع شد.البته از ۴ نفرمون دو نفر جا زدند! ما هم گفتیم برای رو کم کنی هم که شده دو نفری می ریم.

نمایی از کاشان

صبح جمعه ۵ آذر ساعت ٧:١۵ راه افتادیم.

 

(ادامه سفرنامه در ادامه ی مطلب)


از تهران تا کاشان (برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید)در حدود 250  کیلومتر راه اتوبان هست که ما بدون توقف توی مسیر طرفای ساعت 10 بود که به کاشان رسیدیم.جاتون خالی هوا خیلی خوب بود،یعنی راحت با یه تی شرت آستین کوتاه می تونستی قدم بزنی.همین جوری که توی شهر دور می زدیم تا بافت شهر رو به یکی از بهترین دوستام نشون بدم(این بار 5 ام بود که میومدم کاشان!) رسیدیم به برج و باروی قدیمی شهر و تصمیم گرفتیم بساط صبحونه ی درویشی خودمونو توی پارک کنار باروی شهر بپا کنیم.

از برج و باروی شهر چیز کمی باقی مونده ولی بازهم به نظر زیبا میاد البته اگه مسئولان عزیز از وسط اون یک خیابون رد نمی کردند!

نمایی از باروی شهر کاشان

بعد از خوردن صبحونه یه راست رفتیم به سراغ جاهای دیدنی معروف،از جمله باغ فین...

نمایی از باغ فین

نخستین چیزی که به هنگام وارد شدن به باغ می بینید فضای بسیار زیبا و رویایی اونجاست.البته دو مورد ناخوشایند که باعث آزار من در اولین دیدار شد جمعیت بسیار زیاد مردم و همچنین قطع بسیاری از درخت های اونجا بود، درخت های عظیم چنار و کاج که دیدنشون شما رو یه راست میبُرد به سال های دور...از همه ی اینها که بگذریم این باغ یکی از زیباترین باغ های ایرانه...این باغ در کنار چشمه ی سلیمانیه واقع شده که همواره دارای آب بوده است و طراوت و زیبایی باغ رو دو چندان می کنه...درخت های سر به فلک کشیده،فواره های زیبا،آب روان و هوای دلچسب(تازه می فهم که اگه منم توی کاشان بودم سهراب سپهری می شدم!!!چشمک)شهرت اصلی این باغ به خاطر قتل میرزا تقی‌خان امیرکبیر صدر اعظم ناصرالدین شاه قاجار در حمام فین در ۲۰ دی ۱۲۳۰ هجری خورشیدی است.در مورد امیر کبیر براتون زیاد توضیح نمی دم، مطمئناً همه خوب می شناسیدش، و لی اگه یه کم اطلاعات بیشتر می خواید اینجا رو کلیک کنید.

نمایی از باغ فین

 یه حکایت خیلی زیبا از امیر براتون بگم:


 

 

این باغ دارای امارت های گوناگون به همراه نقاشی های زیباست که البته به لطف ایران دوستیمون تا جایی که دستمون رسیده بود یا اونارو کنده بودیم یا نوشته بودیم:

"اصغر پلنگ و مهدی اتوبوسی...اومدیم نبودی...می نویسیم یادگاری...بچه های کوچه ی پشت امامزاده رفیقعلی...بیا از این طرف...یوگی و دوستان..." هروقت میام جاهای دیدنی حتی اگه بار چندمم باشه بازم یه احساس خوشحالی تمام وجودمو پر میکنه، احساس سبکی می کنم. ولی همیشه با دیدن همچین منظره هایی خیلی حالم گرفته میشه، آخه چرا ما باید خودمون با دست خودمون از این هنرمندی ها بکنیم؟!!!!

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد این باغ اینجا را کلیک کنید.

واقعاَ زیباست.پر از نقاشی های زیبا، معماری خیره کننده و البته هوای دلچسب...

نمایی از باغ فین

نمایی از باغ فین

با این که چندمین بار که میومدم اینجا ولی بازم سیر نمی شدم...البته منو که میشناسید هرجا میرم همینطوریمچشمکولم کنی ساعت ها یه جا میشینم و کیف می کنم...بعد از دیدن موزه و حموم دیگه باید می رفتیم، آخه هم با این دوستم رو دربایستی داشتم(البته الان که دارم اینو می نویسم از دوستیمون یک سال و نیم می گذره!) و هم باید تویه این فرصت یه روزه جاهای زیادی رو با هم می دیدیم.

نمایی از باغ فین

از حموم عکسی نذاشتم...پر بود از یادگاری، انگار دارم از دفتر مشق عکس می گیرم!

بعد از اینجا یه راست رفتیم سراغ تپه های سیلک...تپه های سیلک که حتماً اسمشو تا حالا زیاد شنیدید در همون منطقه ی فین هست. وقتی دارید به سمت مرکز شهر کاشان حرکت می کنید(خیابان امیرکبیر)این تپه ها در سمت چپ شما قرار گرفته اند، قبل از اینکه به میدان الغدیر برسید.مکانی با تاریخی بیش از 7000 سال، مکانی با نمود هایی از تقابل فرهنگ مردم بومی ایران و قوم آریایی و محلی برای نیایش...

نمایی از تپه های سیلک

چند سال قبل که اومده بودم اینجا اصلاً نه دری داشت، نه پیکری.روی زمین پر از تیکه های سفال بود. ولی ایندفعه وضع فرق می کرد...خیلی خیلی بهش رسیده بودند...اتاق نگهبانی، تابلوی راهنما، تاریخچه ی مختصر، حفاظت فیزیکی در برابر باد و بارون و ...

نمایی از تپه های سیلک

همونطور که میبینید دیگه شما اجازه نداشتید که همینجور راحت روی سطح این شهر باستانی قدم بزنید. اصلاً باورم نشد که اینجا همون تپه ی خرابه ای بود که مردم توش آتیش روشن می کردند واسه سیب زمینیِ ذغالی یا تنورینیشخند!!! فقط یکم هوا داشت گرم میشد...

همه جا پر از توضیح، پر از راهنمایی...مثال هایی از اجساد کشف شده و ...زیبایی...زیبایی...دست سازمان میراث فرهنگی ایندفعه درد نکنه!

نمایی از جسد کشف شده در تپه هاب سیلک

نمایی از تپه های سیلک

 برای اطلاعات بیشتر از این تپه های تاریخی اینجا و اینجا را کلیک کنید.

بعد از این تپه های زیبا آماده شدیم که بریم طرف نوش آباد(آره می دونم خیلی سرعتمون رفته بود بالاچشمک) حالا حتماَ می گید یعنی خونه ی طباطبایی ها،خونه ی  و حموم قدیمی و ... رو ول کردید چسبیدید به شهر نوش آباد؟!!....ولی اگه الان با من بیاید شما هم مثلِ سریش می چسبید به این شهر...تو برنامه ی بعدی کاشان حتماً یه سر می ریم اون طرفا...

نوش‌آباد شهری است در بخش مرکزی شهرستان آران و بیدگل که میان شهرهای آران و بیدگل و سفیدشهر واقع شده‌. از کاشان تا آنجا در حدود 12-10 کیلومتر راهه.

 نقشه ی نوش آبادبه محض وارد شدن به شهر با تابلوهایی روبرو میشید که روشون نوشته:"شهر زیرزمینی ورودی  اول" و "شهر زیر زمینی ورودی دوم" و " قلعه ی تاریخی"...ما که سر ظهر رسیده بودیم و توی شهر پرنده پر نمی زد...پرسون پرسون رفتیم تا به یه سری کوچه های تنگ و تاریک رسیدیم، جایی که اصلاً به فکرمونم نمی رسید که بخواد یه آثار باستانی رو تو خودش جا بده. خوشحال شدیم که بالاخره یکی رو پیدا کردیم که ازش آدرس رو بپرسیم...یه دخترخانم خوش برخورد که خودش رو اینجوری معرفی کرد:" خوب شد اومدید! من دیگه داشتم می رفتم...من راهنمای این شهر زیر زمینی هستم!!!"نه بابا مثلِ اینکه شانس با ما خیلی یار بود...پشت سرش راه افتادیم تا اینکه رسیدیم به ورودی شهر زیرزمینی...

ورودی شهر زیرمینی  نوش آباد

(ادامه دارد.)