| چشمه های باداب سورت |
| ساعت ۱۱:٥٤ ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱ کلمات کلیدی: ساری ، باداب سورت |
|
با درود خدمت دوستان گرامی با یه سفرنامه ی کوچولو از چشمه های باداب سورت اومدم پیشتون...چی؟...شیراز؟...کُره؟...بابا وایسید اونا رو هم می نویسم،چشم. بریم ادامه ی مطلب... اوایل مرداد ماه امسال طرفای ظهر بود که کم کم از تهران راه افتادیم به سمت ساری به قصد دیدن این چشمه های زیبا که خیلی تعریفشو شنیده بودیم.آره مثلِ همیشه دیر راه افتادیم و البته اونم بخاطر این بود که من سر کار بودم و مجبور شدیم که ظهر 5 شنبه راه بیوفتیم.البته می دونستیم که با وجود تنبلیه ما و گرسنگی بهمیشگی و بیش از حد ما برنامه ی بازدید میوفته برای فردای اون روز.پس با محمد پسر عمو ی یکی از بچه ها که تو ساری زندگی می کنه تماس گرفتیم که شب بریم اونجا...چشمتون روز بد نبینه بازم توی گردنه ی گدوک گیر کردیم... فکر کنم این بار سومی بود که ما اینجا گیر می کردیم،یه بار که یه اتوبوس توی تونل چپ کرده بود،یه بار می خواستند کوه رو منفجر کنند!!! این دفعه هم بعد از 4 ساعت علافی فهمیدیم که می خوان تونل رو عریض کنند(آره همون که توش اون اتوبوسِ چپ کرده بود. فردا صبح هم پرسون پرسون راه چشمه رو در پیش گرفتیم،(آره صبحونه خوردیم
راه رسیدن به چشمه به این صورت هست: از ساری باید به سمت کیاسر حرکت کنید و جنگل های زیبای کیاسر رو پشت سر بذارید و برید به سمت شهمیرزاد و دامغان...بعد از گذشتن از کیاسر و چند شهر کوچیک دیگه و همچنین یه پایگاه امداد هلال احمر(بالاخره بلد شدم اولیش با ه دو چشم دومیش با ح جیمی!!! دیگه کم کم از جنگل های انبوه خبری نیست،ولی جاده ی خیلی زیباییه... توی مسیر کلی درخت های زرشک می بینید که کنار جاده هستند و زیبایی مسیر رو چند برابر می کنه. تا یه جاهایی رو به دلیل وجود آسفالت راحت می تونید برید بالا ولی از یه جایی به بعد به نظر من بهتره که پیاده برید چون جاده ی خاکی خیلی بدی هست و باعث میشه توی راه گیر کنید،البته ما بچه پررو بودیم و با 206 تا نزدیکاش رفتیم.(کوهنورد!!!) البته برای حفظ محیط زیست اونجا هم بهتره که با ماشین به اونجا نزدیک نشید. اصلاً یادم رفت که چند کلمه هم از این چشمه ها بگم: به نقل از سایت ویکی پدیا با کمی تصرف و تلخیص(ایول به ادبیات چشمههای باداب سورت . سال ۱۳۸۷ پس از شناسایی و پیگیری گروه کوه نوردی لواسان چشمهٔ باداب سورت به عنوان دومین اثر ملی طبیعی ایران ثبت شد. لازم به یادآوری است که در سال ۱۳۸۷، کوه دماوند، چشمههای باداب سورت و سرو ابرکوه به عنوان سه اثر طبیعی توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور ثبت شدند. چشمههای باداب سورت شامل دو چشمه با آبهای کاملا متفاوت از لحاظ رنگ، بو، مزه و حجم آب است. چشمه پر آب دارای آب بسیار شور و دارای استخری با قطر حدود 15 متر و عمق زیاد است. چشمه دوم که در بالادست و شمال غربی این چشمه قرار دارد، ترش مزه و دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی است، در اطراف چشمه کمی رسوب آهن نشسته است. جریان آبهای رسوبی و معدنی این چشمهها طی سال ها، در شیب پایین دست کوهستانی خود، صدها طبقه و دهها حوضچه بسیار زیبا به رنگهای نارنجی، زرد و قرمز در اندازههای مختلف پدید آورده است. این طبقات و حوضچهها در واقع جاذبه اصلی و ویژگی منحصر به فرد چشمههای باداب سورت است. زیبایی این طبقات و محل ویژه قرارگیری چشمه در دامنه کوهستان و چشم اندازهای اطراف به ویژه در غروب تحسین برانگیز است.سورت به معنای شدت اثر می باشد و باداب سورت نیز به معنی شدت اثر آب گاز دار است که در زبان محلی به آن اروست وائو یا بادو می گویند که البته نام برند آن چشمه های قصر طلایی اروست می باشد. این چشمهها در ارتفاع ۱۸۴۰ متری واقع شده اند و در ایران بی نظیر هستند و تا جایی که می دانیم در کشور ترکیه چشمه ای به نام پاموکاله و تا حدی شبیه باداب سورت وجود دارد. اطراف چشمه پوشیده از درختچههای زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگلهای سوزنی برگ است... برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. وقتی که نزدیک چشمه ها میشید با مناظری روبرو میشید که در تمام عمرتون ندیدید...فوق العادست...خیلی خیلی زیباست...چشمه های طبقه طبقه که تو نگاه اول یقین دارید که بدست بشر ساخته شده ولی کم کم متوجه میشید که این دست طبیعته که اینچنین زیبا می آفرینه... بادی هم با آنچنان سرعتی می وزه که می خواد شمارو از روی زمین بکنه و البته باعث بوجود آمدن امواج خیلی قشنگی بر روی آب میشه.من که جرأت نکردم از آب اونجا بچشم چون ترسیدم مثلِ عکس زیر بشم ولی میگن یکیش شوره و یکیش ترش... یکم که برید بالاتر از آب شور دور میشید و به تدریج به آب ترش و نارنجی رنگ نزدیک میشید،آبی که مطمئناً دارای ناخالصی و رسوبات آهن است.این بالا کم کم رنگ خاک رو به قرمز می ره و یک دریاچه ی کوچیک هم اون بالا هست که من شنیدم گاهی اوقات اون تو یکم شنا می کنند.(البته عمقش کمه)به اصطلاح آبدرمانی می کنند. دیگه کم کم گرسنگی داشت بهمون فشار میاورد و هوا خیلی سوز داشت،تصمیم گرفتیم آروم آروم به سمت پایین حرکت کنیم و این چشمه های زیبا که توی تمام دنیا بی نظیره تنها بذاریم،چشمه هایی که عظمت و زیبایی رشته کوه البرز رو چندبرابر می کنن و تنها به حال خودشون رها شدند. متاسفانه نه تابلوی راهنمایی توی مسیر وجود داره و نه وقتی به اونجا می رسید اثری از تابلوهای میراث فرهنگی می بینید و نه کسی که از این اثر ملی مراقبت کنه...شنیده بودم که توی ترکیه هم یک همچین جایی وجود داره که البته مثلِ همیشه خیلی بهش رسیدن.حتی شما برای رفتن به اونجا باید کفشهاتونو در بیارید!!! آره حالا اگه شما اونطرفی می رید حتماً به خاطر داشته باشید که زیاد روی این پله ها قدم نذارید چون خیلی حساس و شکننده هستند. رفتیم به سمت ساری به آرزوی خوردن یه پرس اکبر جوجه و رفتن و دیدن چشمه های زیبای باداب سورت رو هم به کارنامه ی خودمون اضافه کردیم... |
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |

)جالب بود که کمتر کسی پیدا میشد که خبری در این مورد داشته باشه!
) باید به پاسگاه تِلمادره برسید (تا اینجا حدود 90 کیلومتر)که دقیقاً روبروی پاسگاه یه جاده به سمت چپ می ره که باید وارد اون بشید و برید به طرف روستای اروست و مالخواست.(حدوداً 20 کیلومتر)البته در طول این جاده ی فرعی هم حتماً باید ادامه ی مسیر رو بپرسید...

