با درود به دوستان گرامی
این بار سفرنامه ی گلپایگان و خوانسار رو براتون گذاشتم.البته سفرنامه ی قبلی که مربوط به کندلوس بود یه کم با تاخیر گذاشته شد.از اون بابت پوزش می خوام...
قضیه از این جا شروع شد که من مشهد بودم و یکی از دوستای بسیار خوب و قدیمی من که اتفاقاً اصلیتش گلپایگانی هست با من تماس گرفت و مثل همیشه که می خواد بره اونجا یه تعارفی هم به ما زد...ما هم که از خدا خواسته سه شنبه ظهر که رسیدم تهران 24 ساعت بیشتر نگذشت که عازم گلپایگان شدیم...اینم بگم که ایندفعه ی سوم بود که داشتم یه سر به شهر آبا و اجدادی خواننده ی محبوب اکبر گلپایگانی می زدم...

(برای خواندن ادامه ی سفرنامه به ادامه ی مطلب بروید.)